تفاوت عشق با دوست داشتن !!!


1)هنگام ديدن کسي که عاشق او هستيد تپش قلب شما زياد شده و هيجان زده ميشويد .
اما هنگاميکه کسي را دوست داريد را ميبينيد احساس سرور و خوشحالي ميکنيد.


2)هنگامي که عاشق هستيد زمستان در نظر شما بهار است.
وليکن هنگامي که به کسي که دوستش داريد مي رسيد زمستان فصلي زيباست.


3)وقتي به کسي که عاشق هستيد نگاه مي کنيد خجالت مي کشيد .
وليکن هنگامي که به کسي که دوستش داريد مي نگريد لبخند خواهيد زد.


4)وقتي که در کنار معشوقه خود هستيد نمي توانيد هر آنچه را در ذهن داريد بيان کنيد .
اما در مورد کسي که دوستش داريد شما توانايي آن را داريد.


5)در مواجه شدن با کسي که که عاشقش هستيد خجالت ميکشيد
و يا حتي دست و پاي خود را گم ميکنيد.
اما در مورد فردي که دوستش داريد راحت تر بوده و توانايي ابراز وجود خواهيد کرد.


6)شما نمي توانيد به چشمان کسي که عاشقش هستيد بطور طولاني نگاه کنيد(زل بزنيد).

اما ميتوانيد در حاليکه لبخندي بر لب داريد مدتها به چشمان فردي که دوستش داريد نگاه کنيد.


7)وقتي که معشوقه شما گريه مي کند شما هم گريه ميکنيد
اما در مورد کسي که دوستش داريد سعي بر آرام کردن او داريد

8 ) احساس عاشق بودن و درک آن از طريق نگاه (ديدن)است.
اما در درک دوست داشتن بيشتر از طريق شنوايي است(از طريق ابراز علاقه به صورت کلامي)

9) شما مي توانيد يک رابطه دوستي را پايان دهيد اما
هرگز نمي توانيد چشمان خود را بر احساس عاشق بودن ببنديد.

چرا که حتي اگر اينکار را بکنيد .
عشق همچنان قطره اي در قلب شما براي هميشه باقي خواهد ماند

مطالب بالا اگر چه تا حدود زيادي درست هستند اما به خاطر داشته باشيد .
که مطلق نيستند و اصولا انسان ها و احساسات آنها پيچيده تر از اينگونه تحليل ها هستند

آرامش [داستان]

پادشاهي جايزهء بزرگي براي هنرمندي گذاشت که بتواند به بهترين شکل ، آرامش را تصوير کند. نقاشان بسياري آثار خود را به قصر فرستادند.
آن تابلو ها ، تصاويري بودند از جنگل به هنگام غروب ، رودهاي آرام ، کودکاني که در خاک مي دويدند ، رنگين کمان در آسمان ، و قطرات شبنم بر گلبرگ گل سرخ.
پادشاه تمام تابلو ها را بررسي کرد ، اما سرانجام فقط دو اثر را انتخاب کرد.
اولي ، تصوير درياچهء آرامي بود که کوههاي عظيم و آسمان آبي را در خود منعکس کرده بود. در جاي جايش مي شد ابرهاي کوچک و سفيد را ديد ، و اگر دقيق نگاه مي کردند ، در گوشه ء چپ درياچه ، خانه ء کوچکي قرار داشت ، پنجره اش باز بود ، دود از دودکش آن بر مي خواست ، که نشان مي داد شام گرم و نرمي آماده است.
تصوير دوم هم کوهها را نمايش مي داد . اما کوهها ناهموار بود ، قله ها تيز و دندانه اي بود. آسمان بالاي کوهها بطور بيرحمانه اي تاريک بود ، و ابرها آبستن آذرخش ، تگرگ و باران سيل آسا بود.
اين تابلو هيچ با تابلو هاي ديگري که براي مسابقه فرستاده بودند ، هماهنگي نداشت. اما وقتي آدم با دقت به تابلو نگاه مي کرد ، در بريدگي صخره اي شوم ، جوجهء پرنده اي را مي ديد . آنجا ، در ميان غرش وحشيانه ء طوفان ، جوجه ء گنجشکي ، آرام نشسته بود.
پادشاه درباريان را جمع کرد و اعلام کرد که برنده ء جايزه ء بهترين تصوير آرامش ، تابلو دوم است.بعد توضيح داد :
" آرامش آن چيزي نيست که در مکاني بي سر و صدا ، بي مشکل ، بي کار سخت يافت مي شود ، چيزي است که مي گذارد در ميان شرايط سخت ، آرامش در قلب ما حفظ شود.اين تنها معناي حقيقي آرامش است."

خسته ام...