سخت ترين ديدار
سخت ترين ديدار
ديدار اوني كه به جاي همه عشقي كه بهش دادي
يه قلب زخمي
برات به يادگار بذاره و تو نگاهش كني و تو نگاهش كني و باز مثه روز اول دلت بلرزه و حس كني هنوزم
دوستش داري
بخواي همه تنهايي رو كه به اميد برگشت دوباره اش تحمل كردي تو گوشش فرياد كني اما حتي نتوني به چشماش نگاه كني كه بفهمه با همه ي بديهاش هنوزم با همه ي قلبت
دوستش داري
اما ميبيني كه چشماش داد ميزنه كه ........
دلش ماله كس ديگه اي
تمام روزايي كه تنها بودي رو با خيالش حرف زدي اما كه ميبينيش حرفي نداري درست مثل روز اول كر و كور و لال شدي با دستايي يخ كرده .
تنها اشك بي وقفه چشاته كه يادت مياره رو به روي آدمي ايستادي كه همه زندگيت رو
به يك نگاهش هديه داده بودي
اما الان تو نگاهش ........... يكي ديگه پيداست .
و تو خيلي وقته براش غريبه اي
بازم قلبت تند تند ميزنه
آروم آروم ........
نگاه عاشق و بارونيت رو واسه ي آخرين بار به چشماش ميدوزي
سرت رو پايين مي ندازي و تن يخ زده ات رو دنبال پاهات مي كشي .
و اين
آخر....
ماجراست !!!!
و گهگاهی دو خط شعری ،که گویای همه چیز هست و خود ناچیز...